جوشکارِ برجامی
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
امروز عصر رفتم پیش جوشکار در زدم، نبود بعد از دو دقیقه با موتورش آمد گفتم سفارشم چه شد؟ گفت: جوشکاری را کنار گذاشته ام ، این روزها نجاری می کنم """شاید فیلم وسترن دیده باشید همیشه یک نفر تابوت می سازد
زنده باد وطن، زنده باد خوزستان
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
هر کس دمِ از مذاکره ی با آمریکا بزند، خائن است، بی غیرت است، بی ناموس است مسئولان، غیرت داشته باشید لطفا ملّت خود را به جنایتکاران نفروشید.
سکوت
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
منشورِ بی غیرتِ این قوم، بی دینیست.
مادر جان
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
نامه مادر به فرزند: """ مادر جان اگر وقت گیر آوردی برای من یک شانه ی چوبی بخر اگر ارزان بود دو عدد بیاور مادر جانت در انتظار تو! """ **** و چه حقیرم من در مقابل تو ای مادر!
فراموشی
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
برای حرف های قُلنبه، باسنِ طرف مهم نیست باید وجناتِ خوبی داشت از عاشقی گفتن، تکرار مکرّرات است؛ دوستت دارم زیاد می گویند، ولی آنکه صادق باشد کم است؛ من هویج می خورم و نگاه تیز می کنم: """ از گله داری
کله و پاچه
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
بی حرف پیش؛ باید کُشت؛ خروسِ همسایه گاوچران است مرغِ خانه، خروس خوان به جنگ دیو می رود؛ جنگ ها دو نوع اند: جنگِ اول، جنگ داد است جنگِ دوم، جنگِ بیداد است؛ دادی می خواهد و بیدادی به سکوت فرا می خواند؛
شب یلدا
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
چند نفر دزد؛ چند نفر وزیر؛ چند نفر با هم، من هم؛ """ جایتان خالی، جاتان را سبز کردیم، هندوانه ها رسیده،xa0 شبِ یلدا ی خوبی بود؛ """ چقدر سرد است هوا؛ فقط پوست ها مانده اند؛ آری، فقط پوست ها مانده اند.
خدایا
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
دوست دارم با تو بروم پیش خدا، بگویم: خدایا این ترانه را به تو می سپارم قشنگش کن!
باد و بهشت
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:37
بی شک تو از باد بهتری و از بهشت کمتری؛ من بادبهشتِ تواَم ای دوست؛ سالیانِ سال است که در پناهِ تو زندگی می کنم نامه نگارم، چند خط ناقابل تقدیم می کنم، باشد که مقبول حضرتِ جنابتان اُفتد؛ xa0بسم الله الرحم
خر خوانی
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
«پنج سال رفت مدرسه ی ابتدائی سه سال رفت مدرسه ی راهنمایی سه سال رفت دبیرستان یک سال رفت پیش دانشگاهی چهار سال رفت دانشگاه» یادش به خیر! شبِ امتحانات گاهی وقت ها دلم تنگ می شود می خواهم یک کتاب بردارم و تا صبح خر خوانی کنم.
صادقانه
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
با من صادقانه حرف بزن! عزیزم همانگونه که ساده دروغ می گویی می توانی یک بار هم با من صادقانه حرف بزنی؟
اقتصادِ مصرفی
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
سه وعده در روز سیرش نمی کرد به خاطر همین پدرش تصمیم گرفت: xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 «سه وعده را نُه وعده کند» اکنون سیر می شود xa0ولی آنقدر چاق شده است که حتّی نمی تواند از جایش بلند شود.
متشکرم
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
و من فکر می کنم چقدر بیهوده است زندگی بدونِ عشق؛ عزیزم! از اینکه باعث شدی با عشق آشنا شوم متشکرم.
عشق
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
باران که می بارد من به استقبالِ تگرگ می روم کامیون آمد، رد شد وقتی به خنده می گفت: دوستت دارم.
پدر و مادر
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
خیلی خوبه که آدم به پدر و مادرش محبّت کنه اونا روxa0دوس داشته باشه،xa0عاشقشون باشه وقتی حرفِ انتخاب باشه، اونا رو با دنیا عوض نکنه دوس دارن تو پیری،xa0مراقبشون باشه،xa0اونا رو تنها نذاره امّاxa0بچه بزرگ میشه، ازدواج میکنه، میره سرِ زندگیش یادش میره پدریxa0بود، مادریxa0بود بجایی که شادشون کنه اونارو ...
دریا
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
به پهنه ی وسیعِ دریا می نگرم امّا موج ها، موج های ناآرام؛ از فردایی پُر هیاهو خبر می دهند این خروش مُداوم، انقلاب حرف های نگفته است.
علی خدایی
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
مجلس ترحیم به پا شد قاری آوردند والعادیات می خواند من سنگِ قبر می بردم با خط دُرشت نوشته بودند: مرحوم علی خدایی؛ نشناختم بیدار شدم آری بیدار شدم.
آشِ نذری = نقدِ یک
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
xa0 xa0آقای مشروح، تصدّقِ سرت بشوم، ببخشید که مصدّعّ اوقاتِ جنابعالی شدم، عرضِ عبودیّت به بارگاهِ خدا بردم، شرطxa0 عرض شد؛ عریضه ی شما را به همراه نداشتم؛ برگشتم و این نامه ی دوستانه را برای شما در تاریخی که تاریخ نیست و در سال نامه ای که در آن مرکبم نادره ماشینی بود که الاغی را در نسیانِ خود، دبّاغ...
خدابا
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
دوست دارم با تو بروم پیش خدا، بگویم: خدایا این ترانه را به تو می سپارم قشنگش کن!
سه فرد
-
تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 20:47
در زندگی باید از سه فرد ترسید اوّل، زن دوم، زن سوم، زن و در مجموع، باید از مرد ترسید.