با توام
""" آیا یادت هست
آندم که نگاهم در نگاهت می شکفت
خورشیدِ وجودم در شرق دلت طلوع می کرد
و مغربِ دلم سرگشته ی ذرّاتِ ناپیدای زمان می xadشد؟ """
""" ای کاش تبسّمِ لبxad هایت را باور نمیxad کردم
و دروغxad هایت را خیالی کودکانهxad میxad پنداشتم
و در گذر زندگی بوسهxad هایت را به نام عشق تعبیر نمی xadکردم! """
""" ای کاش خوابxad هایم در ناکجا آبادِ قبلهxad گاهِ وجودم بسان زلفxad های تو پریشان نبودند! """
امّا چه کنم، تقدیر، نیایشxad های روزانهxad ام را با پریشانی تو گره زده است.

برچسب: پریشانی,
نویسنده: ماهان محمدی