عزیزم خنده هایم مشروط شد به گریه هایم چند صباحی، از خانه ی عشقت جدا مانده ام پگاهی چند گشتم و گشتم باز به همان خانه باز گشتم امّا نهعشقیبود و نهدختری؛ فقط تنها در گوشه ی آن خانه، ماده کلاغی بود که داشت آدمیّتنشخوارمی کرد. ...