
دیدم باتانکآمده بود؛ """سپرِ بلایش شدم""" """کُشته هایمهزار نفر زخمی هایم بیش ازنود هزار نفر""" یک نفربَر قرض گرفتم و به دلِ دشمن زدم خودی بود داشت بافرهاد شوخی می کرد """نگارنده ی غیب که نیستم خدایا این همه شوخی خسته ام می کند""" قربانِ خدایی ات! وحی کن بنویسند: «زیبارویان یک ثانیه ناز نکنند، تا من تجدّید قوا کنم.» ...
ادامه مطلب